عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

يک بوس کوچولو!

این چند روز عید و تعطیلی مشهد بودم.یهویی جور شد.البته اردو برا ما کاری محسوب می شد.سه تا نماز مغرب و عشا در صحن(روز عید زیر بارون) و یک بار زیارت! امام رضا بدجوری دلمون را آب کرد.کاشکی دوباره به زودی برم مشهد.دلم بیشتر تنگ شد!

کمیته ی فرهنگی اردو همیشه مظلوم می مونه!

به حدیث می گفتم : حرم رفتنمون شده مثل یک بوس کوچولو که با تیر کمون واسه امام رضا می فرستیم!

بعد التحریر: این بار برای همه شاگردای پارسال دعا کردم. نمی دونم چرا دارن متحول می شن.همه برو بچس پزشکی می خوان برن هنر!!

   + مائده ; ٦:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/٦
    پيام هاي ديگران ()