عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

بی محبت!

وقتی کسی تلاش کند احساسات را خفه کند،دور دوست داشتن را خط بکشد،رابطه های اجتماعی اش را حول سود و زیان تعریف کند،فقط جایی برود که نفعی داشته باشد ،حرفهایش جز در حیطه ی وظایفش نباشد،(حتی اگر این وظیفه، گاه ایفای نقشی مهربان-بویژه در محیط کار- را ایجاب کند) حتی اگر هنوز کامل موفق  نشده  باشد، می شود بی محبت!

 

کاش می شد تمام زندگی را بی احساس و طبق سود و زیان طی کرد! مستقل از بقیه! با نقض قانون اجتماع دوستی نوع بشر!

 

دیگر جایی برای شعارهای انسان دوستانه نمانده است. دروغهای بزرگ و مصطلح!

 

حتی اگر شماتت می شوم بخاطر بی مهری! ، ادامه می دهم. هنوز وقت دارم  که تجربه کنم.20 سالگی سن تجربه کردن است.و زندگی جايگاهی برای کسب تجربه!

 

   + مائده ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۱۸
    پيام هاي ديگران ()