عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

باز هم نگران شده بود برای بچه ای که دارد بهای سنگينی برای خامی اش می پردازد. آنقدر که ۱۰ شب به من زنگ بزند و بگويد کاری کنم.

خودش هم خوب نيست. اين را می فهمم.

... و من هم بهتر از اينها نيستم . اين را می فهمند؟

 زينب هم دارد می رود سوريه ومن هم ان شاء الله مشهد.

   + مائده ; ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/۱۳
    پيام هاي ديگران ()