عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

بچه که بوديم از مورچه سياههای بزرگ می ترسيديم.می ترسيديم گازمان بگيرند.

حالا فکر می کنم که اين مورچه ها دارند مغزمو می خورند.چه دردناک!

حداقل بخوريد که چيزی نماند از اين افکار!

   + مائده ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٦/٢٤
    پيام هاي ديگران ()