عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

زوج!

آقای ندیده ام ، من نشانی از تو ندارم اما بی نشانی ام را برایت بازگو می کنم . در عصرهای انتظار به حوالی بی کسی قدم می گذارم. خیابان غربت را که پیدا کردم، کوچه پس کوچه های تنهایی را یکی یکی قدم میزنم. کلبه غریبی ام همیشه چراغش روشن است. 
آقای ندیده ام بغض خیس پنجره هم ، درد مرا می فهمد. پشت دیوار دوری، غرق در انتظار نشسته ام تا بیایی.

 

* در مرتب کردن قفسه کتابها یک هو کلی برگه ریخت زمین. تکستهای رادیو جوان! هیییییی! جوانی!

* برای ثبت در تاریخ یک اولین دیگر هم پلاک شد! 

 

   + مائده ; ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٢
    پيام هاي ديگران ()

زوج!

آقای ندیده ام ، من نشانی از تو ندارم اما بی نشانی ام را برایت بازگو می کنم . در عصرهای انتظار به حوالی بی کسی قدم می گذارم. خیابان غربت را که پیدا کردم، کوچه پس کوچه های تنهایی را یکی یکی قدم میزنم. کلبه غریبی ام همیشه چراغش روشن است. 
آقای ندیده ام بغض خیس پنجره هم ، درد مرا می فهمد. پشت دیوار دوری، غرق در انتظار نشسته ام تا بیایی.

 

* در مرتب کردن قفسه کتابها یک هو کلی برگه ریخت زمین. تکستهای رادیو جوان! هیییییی! جوانی!

* برای ثبت در تاریخ یک اولین دیگر هم پلاک شد! 

 

   + مائده ; ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٢
    پيام هاي ديگران ()