عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

فقط برای مامان خودم

مامان جون خوبم؛

گاهی فکر می کنم چقدر حساسی ولی وقتی نگاه می کنم می بینم آخر همه ی حساس بودن هات بدجوری هوامو داری.

مامان دوستت دارم.

وقتی میای میگی اگه مامان خوبی نیستم ببخشید، من اذیتت می کنم که خوب تر باش. باور نکن تو بهترین مامانی هستی که من میتونم داشته باشم.

بیشتر از اون چیزی که همیشه نشون دادم و گاهی از این بی احساس بودنم به ستوه اومدی، دوستت دارم!

روزت مبارک!

   + مائده ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۳
    پيام هاي ديگران ()

واقعا دارم می روم؟

انگار گوش شیطان کر داریم می رویم عمره مفرده!

 

دوستان حلال بفرمایند و دعا کنند که این بار چیزی بفهمیم!

 

پ.ن: کارهایی هست که باید پیگیرشان بود . حکمتش اگر ایجاب کند اتفاقات خوبی در راه است.

پ.ن: اضطرابی پنهان دارم. نگرانم نفهمم چه گونه می گذرد. دلم بدجوری میخواهد "قیدار" امیرخانی رو با خودم ببرم.

 

التماس دعا

   + مائده ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۳
    پيام هاي ديگران ()

وحشت از دوری ندارم// فاصله یعنی علاقه*

یک. قیدار امیرخانی را گرفتم و فصل اولش تا همین الان تموم شده.تا همین جایش را هم حتی توصیه می کنم.

 

دو. امروز .... غم .... اذیت می شدم امروز، زیاد، شاید از پس خیال و فکر.

 

سه. برخلاف "دو" امروز روز پرکار و پر ثمری به نظر می آمد.

 

چهار. اندکی صبر سحر نزدیک است.

 

پنج: آخرین روزهای طرح شیرین است و بسیار بسیار پرکار. گاهی فکر می کنم که اگر دغدغه های فعلی کاری را نداشتم این روزها، حتما فشار روحی مضاعفی داشت. من این قدر ها آدم درمانگری نیستم (با همه اعتماد به نفسم در حین انجام کار درمانی) و همین مسئله دغدغه ی روزهای آخر تحصیلم شده بود و تمام مدت سال اول طرح اذیتم می کرد ولی سال دوم اوضاع به مراتب بهتر شد و گرایش مورد علاقه ی تحقیقاتم را هم پیدا کردم.

 

شش. در شماره ی اخیر خبرنامه انجمن دندانپزشکی ایران، پرشین دنتیست معرفی شده است به عنوان سایتی که نیاز مخاطب عام و حرفه ای را می شناسد از دندانپزشکی! امروز که با بچه های تیم پرشین دنتیست این را دیدیم، من خوشحال شدم. بی شک دوستان و همکاران هم! 

 

* از ترانه ای از امیرحسین الله یاری

   + مائده ; ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()