عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

موسیقی توصیه شده

چندی قبل دکتر مژگان عباسلو از آن سر دنیا قطعه ای را پیشنهاد کرده بودند برای شنیدن.

به نظر من هم قشنگ بود.

روسری خوانی کاری است از گروه نوژان نو اصفهان.

خیال روسریت مثل باد...!
سراب چشم تو بی اعتماد!
و دستهای من این جاده های بی برگشت
و دستهای تو آن آسمان در هم رشت
و دستهای تو باران به جاده می گیرند
که دستهای مرا بی اراده می گیرند
کبوتران خبر در تدارک سفرند
مترسکانه نمان تا کلاغها بپرند

خیال روسریت مثل باد می بردم
سراب چشم تو بی اعتماد می بردم

بگیر دست مرا تا از اصفهان برویم
که از زمین و زمان با دو استکان برویم

این هم لینک دانلود

من فقط همین قطعه از این آلبوم را توصیه می کنم برای شنیدن و البته قطعه روسری ابی را که از مرحوم غلامرضا بروسان است شعرش. 

 

   + مائده ; ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٦
    پيام هاي ديگران ()

کاغذهای تابلو اعلانات میز تحریر (1)

نگاه که کم الکی نیست ابهتی دارد برای خودش . آن هم نگاهی که ذره ای احترام و عشق و خاطره و درد ، همه را در خودش دارد .

یوسف آباد خیابان سی وسوم

 

پ.ن: 11 تا برگه به این تابلوست.

هر کدام پر جملات و شعرهایی که جالب بوده

آخرینش بیشتر از یک سال پیش چسبانده شده


   + مائده ; ۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٤
    پيام هاي ديگران ()

اون موقعی که دبیرستان بودیم چجوری انشا می نوشتیم؟

جواب خودم: راستش خیلی یادم نیست. 


من تقریبا آدم دست به قلمی بوده ام در طول سالهای عمرم.
از دبیرستان تا همین الان.
همین الان هم میتوانم چند صفحه پشت سر هم بنویسم ولی چیزی شبیه خاطره! 
از 85 که وارد باشگاه رادیویی جوان شدم مدل نوشتنم کلا فرق کرد. متن های کوتاه سیصد کلمه ای. این حالت با نوشتن برنامه هایی که مجری نباید در یک پارت بیشتر از 5 دقیقه حرف میزد  تشدید شد.
بعدتر که پایم به همشهری رسید دو سه هفته ای طول کشید تا دوباره بتوانم متنهای 500 کلمه ای بنویسم.
در این میانه نوشتن خلاصه مقالات علمی هم بی تاثیر نبود. 
در تمامی استانداردهای دنیا، خلاصه مقاله های رشته ی ما باید در سیصد کلمه هم مقدمه داشته باشد، هم بیان هدف و هم روش کار و مواد و آخرش هم اعداد و ارقام و نتیجه گیری!!!
اوائل با 500 کلمه شروع می کردم آن قدر از گوشه کنارش می زدم که به 315 کلمه که میرسید جوونی نمانده بود.
اما الان حتی در 285 کلمه هم میتوانم جمع و جورش کنم!
البته این تمرین یک جا به دردم خورد! بخش رایتینگ امتحان آیلتس باید حدود 250 کلمه باشد تا نمره خوبی بدهند. من این را خوب بلد بودم :)

حالا امروز داشتم برای یک سایت مطلب مینوشتم شد 311 کلمه و من تمام استدلال و راه حلم را ارائه داده بودم!

بعدش فکر کردم پس چجوری انشا می نوشتیم قدیما؟؟

   + مائده ; ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

املت نیمه شیرین امروز

امروز ظهر خبری از ناهار نبود. چون شام مهمون داریم و نمی شده تمرکز رو بذارن روو یک ناهار برا ظهر.
لذا دست به غذا شدم.
اول میخواستم املت درست کنم ولی تصمیم گرفتم یک مدیفیکیشن هایی توش بدم:
پیاز رو خرد و سرخ کردم.
گوجه رو که رنده کردم نصف "سیب "متوسط هم تووش ریختم!
این کار باعث میشد غذا شیرین بشه برای جلوگیری از زیادی شیرین شدن ، کمی سرکه بالزامیک و سس خردل ملایم هم بهش اضافه کردم. 
بادوم خلال شده و گردوی خرد شده رو هم اضافه کردم.
قارچ نداشتیم ولی بعد از اضافه کردن تخم مرغ ها و قبل از خاموش کردن گاز کمی پنیر پیتزا هم بهش اضافه کردم.
خودم که راضی بودم .
هر چند به قول یکی از آشنایان اصالت مزه ی املت رو نمی داد ولی همه راضی بودن و خوردنش.

امتحانش کنین. بد نیست.

   + مائده ; ۳:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱٥
    پيام هاي ديگران ()