عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

ای عقل عقل ای عقل من

گروه شمس و قربانی. تالار وحدت

 

آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
ای عقل عقل ای عقل من ای جان جان ای جان من
دریای چشمم یک نفس خالی مباد از گوهرت
خالی مبادا یک زمان لعل خوشت از کام من
 
 
 

ز اشکم شرابت آورم وز دل کبابت آورم
این است تر و خشک من پیدا بود امکان من

 

در سر به چشمم چشم تو گوید به وقت خشم تو
پنهان حدیثی کو شود از آتش پنهان من

   + مائده ; ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٥
    پيام هاي ديگران ()

الا غریب خراسان

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

خیال کن که غزالم

بیا و ضامن من شو

 

پ.ن: چهلم مادربزرگ قصه ی ماست. چشم به راه فاتحه ایست بی شک.شما هم همراه ما باشید.

پ.ن: حالا من می روم. نوبتی هم که باشد... 

 

 

   + مائده ; ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٩
    پيام هاي ديگران ()