عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

ندیدن بهتر!

گاهی آدمهایی توی زندگیت پیدا می شوند که ندیدیشان ولی همیشه دنبال فرصتی می گردی تا همه خنده هایی را که گرفته اند ازت پس بگیری ازشان!

کاش آدم این جور آدمهای زندگیش را هیچ وقت نبیند!

   + مائده ; ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٦
    پيام هاي ديگران ()

نیست!

وقتی نیستی گیرم همه دنیا هم باشد، به چه لبخند بزنم؟

   + مائده ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٦
    پيام هاي ديگران ()

فرصت آشتی

دوستی از اول دوره راهنمایی تا آخر دبیرستان داشتم که یک سالی هم همکار بودیم در کسوت معلمی در دوره دانشجویی!

دختری عجیب مهربان و فداکار.خیلی حواسش به همه بود.

یک گروه ١٠ -١٢ نفری بودیم توی مدرسه که به هم می خوردیم از خیلی نظر ها و این دختر توی ریاضی های این گروه تک بود.

کار کسی اگر روی زمین می ماند بی سر و صدا تمامش می کرد.

نه فقط ماه رمضان که همیشه ی ایام قرآن کوچکی همراه داشت و اگر دیر می آمدند دنبالش همان جا در ورودی مدرسه می نشست و فارغ از همه شیطنت ها قرآنش را می خواند. کم کم داشت فرهنگ می شد این کارش!

هر بار ختم قرآنش را هم به نیتی انجام می داد و یا آخر تقدیم به کسی می کرد.

این روزها که قرار است قرآن بخوانیم و به امید خدا ختمش کنیم، یاد صدیقه می افتم که دو هفته پیش خداحافظی کرد با آقای همسر مربوطه از ایران رفت.

فرصت آشتی من با قرآن رمضانهاست که همیشه با خاطره صدیقه جریان دارد.

   + مائده ; ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢۱
    پيام هاي ديگران ()

سوتی!!!

یکی نیست بگه بچه مگه مجبوری نصفه شب با موبایل تو خواب و بیداری باز چک کنی که سوتی بدی در حد تیم ملی!
یکی هم نیست به این شرکتای نرم افزاری بگه خب چرا وقتی آدم می خواد باز بذاره فقط کامنت خودشو توی صفحه موبایل میبینه؟ اگه مال بقیه رم می دید (کامنتای قبلی) سوتی نمی داد مثل من!
اونم سوتی در حد تیم ملی!
یه جوری که وقتی اتفاقی سوتیمو فهمیدم سرکار بودم جیغ زدم!!!!


من می خواستم واسه یه باز دیگه کامنت بذارم اشتباهکی یه سوتی تیم ملی دادم!

از هر کی فهمید و نفهمید عذر می خوام!

   + مائده ; ٦:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٩
    پيام هاي ديگران ()

خشم الهی!

خواننده ای رد می شده گویا و نشسته تا پست 15 خرداد من رو خونده و نوشته که بترسم از خشم خدا که سید علی خامنه ای را با علی معصوم یکی کرده ام و نوشته ام اهل کوفه نیستیم تا علی تنها بماند!!!

و من در جواب او و هر کسی که چنین استدلالی دارد برای ترساندن من از خدا باید بگویم: من جایتان بودم می ترسیدم که دین را ناقص شناخته ام!

احتمالا می دانید که امام علی استدلال می کنند کسی که خدا را غلط بشناسد، جز او را می پرستد! و با همین ادله شیخ مفید (ره) استدلال می کند این فرد کافر است!

و بسط ماجرا می شود اصول دین! و اصول دین را می دانیم که امامت دارد و بحث امامت بر سر ولایت است و اتفاقا بحث ولایت فقیه که اصلی ترین ادله اش به احادیث مستقیم جعفری (امام صادق) برمیگردد! و بعد از تعریف ولی فقیه و اصلش به بحث مصداق می رسیم و دوستان باید بدانند که شرایط لازم را برای کارشناسی در این زمینه ندارند و باید درست عین بچه ی آدم سرشان را بیندازند پایین و جلوی علما بگویند چشم! و حاصل همه ی اینها می شود اینکه ولایت مطلقه فقیه حضرت آقا عینا ادامه ی ولایت علوی ست!

والسلام!

   + مائده ; ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٢
    پيام هاي ديگران ()

کنگره سیزدهم اندودنتیست ها

مشهد که می روی، حتی اگر کاری باشد و فقط دو بار برسی بروی حرم، حتی تر اگر نرسی بروی از گوشه حیاط گوهرشاد به گنبد نگاه کنی،ولی یک دل سیر از صحن انقلاب قلنبه ی طلایی نگاه کنی؛

باز هم به آرامشی می رسی که می فهمی چقدر از نداشتنش سختی کشیده ای این چند ماه!

دل ما به همین خوش است که گاه گاهی از جلوی سقاخانه دست به سینه و با سرخم شده بگوییم: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

 

   + مائده ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٩
    پيام هاي ديگران ()

 

درد که می اید باید بهش جا بدهی.جا گیر که شد.چند صباحی که حکم راند خودش می رود.

فقط انکارش نکن. عمیق تر زخم می زند اگر انکارش کنی!

   + مائده ; ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳
    پيام هاي ديگران ()