عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

فرزندان انقلاب، انقلاب را میخورند یا وقتی عده ای دارند غرق می شوند به هر چیزی دس

امروز استادی برایم برگه ای گذاشته بود: که انقلابیون اصطلاحی دارند که " انقلاب فرزندان خود را می خورد." ولی این بار "فرزندان انقلاب هستند که انقلاب را می خورند." عجیب دلنشین بود این جمله! و بیشتر از آن تاسف بار!

پس از آنکه مصاحبه ی آن... (فائزه هاشمی) ، نمی دانم بگویم احمق، ضد اسلام، محارب، یا هر چه شایسته خود اوست و توهین هایش ، به مقام عظمای ولایت را شنیدم و ماجرایی که از 18 تیر و خیانت خاتمی به اصلاح طلبان نقل کرده و الا اصلاح طلبان نظام را از اصولش به زیر می کشیدند، مطمئن شدم که شکــّم در مورد عدم پایبندی این جماعت به ولایت درست بوده.

وقتی در منزل آن سخنران معلوم الحال که ضد پیامبر حرف می زد مقادیر خوبی اسلحه پیدا شده مطمئن شدم که عده ای را مترسک کرده اند تا به اهداف کثیفشان برسند! خدا کند خود مترسک ها زودتر خودشان را کنار بکشند.

این جماعت بدبخت را نمی دانم که تا کی بازی این از خدا بی خبران را بازیگری خواهند کرد و شب تا صبح در خیابان سنگ به شیشه ها و خانه ها و مکانهای عمومی خواهند زد.

گروهی این روزها می گویند ممکلت ما و سیستمش دیکتاتوریست! این را متاسفانه در دانشگاه ارزشها هم شنیده ام! گاهی با برخی از آنها حرف می زنی و تمام می شود و گاهی می گویند ما اصل این نظام را قبول نداریم و تجمع می کنیم که نظام در نهایت عوض شود. من به جرات می گویم: پدران ما برای این نظام و موفق شدنش خون داده اند با این قرتی بازی ها وتجمع ها نظامی عوض نمی شود. آدم برای کارهای بزرگ باید عرضه و جرأت داشته باشد. بیایید خون بدهید و نظام را پس بگیرید.

............................................این قسمت با توجه به فرمایشان حضرت آقا ولی امر مسلمین حذف شد.

 

طرفداران موسوی را دعوت می کنم به خواندن وبلاگ حامد قدوسی

بخشی از بیانیه 27 خرداد موسوی:

لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم

 

می بینم جقدر طرف مقابل را عصبانی نکردید و تحریک ننمودید و باز هم می بینم که چقدر کار را فقط به صورت قانونی پیگیری می کنید! این است معنای پایبندی به ولایت فقیه! نمردیم و این را هم فهمیدیم

 

.

     

اعتراض به شورش و آشوب گری میدان ولیعصر 26 خرداد   

   

   + مائده ; ٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢۸
    پيام هاي ديگران ()

وقتی آقایون از خواب زمستانی 20 ساله بیدار می شوند و سنسورهایشان کار می افتد

دلم نمی خواست ....

اما از وقتی دیدم آقایون همه شدن آژیر خطر مجبورم حرف بزنم!

موضع گیری ام بی شک خیلی ها را عصبانی خواهد کرد!

از روز اول دلم سوخت که کسانی به من می گفتند می دانی موسوی کیست که شاید تا آذر ماه 87 حتی از وجودش خبر نداشتند. دلم سوخت که شعار پیروی از خط امام دستاویز کسانی شده که خودم بارها از زبانشان اهانت به رهبری را شنیده بودم!

و دلم بیشتر سوخت که روحانیون دست آویز لیبرالهایی شده اند که اعضای ستاد انتخاباتیشان رسما از ناکارامدی اسلام دم می زنند.

و بعدتر به دلیل آشنایانی که در ستادهای مرکزی هر 4 نفر داشتم اطلاعات دقیقی از جریان حاکم بر هر 4 ستاد به دستم می رسید.

دوستی می گفت خدا رحم کند به خاطر این همه دروغ که در جامعه پخش شده! کاش شامل قهر خدا نشویم!

کم عباراتی دست آویز نمی شوند این روزها:حقوق شهروندی/// پیروی از امام خمینی/// عدالت/// اسلام/// اقتصاد اسلامی و ....

کاش نامه های اعتراض آمیز و گزارشات جلسات اخداری امام در دولت جنگ موجود نبود.

کاش نظریات الحادی دکتر سروش در مورد خاتمیت و امامت و قرآن و ... موجود نبود.

کاش سخنان ابطحی در مورد امام و آرمانهای او و موزه تاریخ موجود نبود.

کاش خاطره دعوت از شیرین عبادی توسط برترین زن به اصطلاح روشنفکر ایران به عنوان الگوی زن مسلمان در دانشگاه الزهرا موجود نبود.

کاش یک مهندس معنی کلمه میانگین 4 ساله را می دانست!

کاش پرچم اهل بیت (به قول خودشان) زیرانداز کسانی نمی شد که ..... ( این از اسلام خرج کردن نیست؟)

کاش سخنرانی هایی که جناب آقای هاشمی در مورد ضعف های دولت جنگ داشتند موجود نبود.

کاش واردات ویدئو و ماهواره دست فرزندان دیگران بود. کاش همگان کارخانه لبنیات داشتند.

کاش دولتهای آمریکا و اسرائیل از شکست کسی به عنوان پیروزی خود یاد نمی کردند.

کاش امام نگفته بودند روزی که آمریکا و اسرائیل از شما ناراحت شدند روز پیروزی شماست.

کاش جامعه هنری ما ذره ای کمتر از این حاشیه های اخلاقی داشت تا می شد به دغدغه هایشان استناد کرد آنهم برای تحقق جامعه اسلامی که معتقدیم موظفیم به تشکیل آن.

کاش کنوانسیون رفع تبعیض زنان که شعار می دهند برای اجرایش در صورت انتخاب شدن اینهمه ناقض اسلام نبود.

کاش ولایت این طور بی ادبانه و مغرضانه بازیچه ی هر کسی نمی شد که در هرجایی بخندند و مسخره اش کنند.

کاش دل فرزند شهیدی را نمی شکستیم و انگ کذب به سند افتخارش نمی زدیم.

کاش ما کور بودیم و کاهش اختلاف طبقاتی را شاهد نبودیم.

کاش این همه، مردم را احمق فرض نمی کردند. کاش ....

کاش خود آنهایی که داد دروغ نگفتن دارند برای چیزی جز صندلی آمده بودند. گویا عباس عبدی گفته بود اگر کسی گفت برای قدرت نیامده دروغ می گوید حتی اگر کاندیدای مورد نظر ما باشد! (این که حرف خودتان است! )

کسانی که مرا می شناسند می دانند که در طول این دولت بارها نقدش کرده ام و حداقل دوبار به خاطر سخنرانی ها و تحریم ها و تشدیدش از سفرهای علمی ام بازمانده ام.

وعده شنیده ام و تحقق ندیده ام.

اما وقتی می بینم که مدافعان افراد، اسلام را ناکارامد می خوانند و تمام بدبختی ما را ناشی از 4 سال اخیر می دانند مطمئن می شوم که این نظرها مغرضانه است.و دور از عدالت و نمی توانم امیدی به عدالت داشته باشم!

چرا دروغ ؟ من ترسیده ام از روزی که وقتی کلمه ولایت را بگویی در مقابلش آزادی را علم کنند.

من از روزی ترسیده ام که در کوچه بازار هر دین و فرقه ی ضاله ای را آزادانه تبلیغ کنند.

من از روزی ترسیده ام که مجبور شویم مناظره بگذاریم برای دفاع از اسلام در برابر لیبرالیسم حاکم.

من از روزی ترسیده ام که ....

 

   + مائده ; ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱۸
    پيام هاي ديگران ()

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

4 شنبه اگر زنده باشیم می رویم مشهد! خدایا شکر! دیگر داشتم دیوانه می شدم! 5-6 ماه است که به آن ستون گوشه گوهر شاد تکیه نداده ام! و نور زردش را ندیده ام!

روند آخر ترم کلن روند خوبی نیست حالا فکر کن ترمی باشد که بخواهی ترم آخرت شود! ان شاء الله!

انتخابات در روزهای آخرش شکل جدیدی پیدا کرده و شاید آدمی را به گرفتن تصمیم هایی وادارد که حداقل 3 سال به نگرفتنشان مطمئن بوده!

کیاست و سیاست بدجوری دارند جاعوض می کنند! سیاست داشتن مقدس شده بر خلاف کیاست داشتن!

چشم پوشی کردن گروهی بر آنچه می بینند و امیدواریشان به آینده ی نیامده آدم را متحیر می کند! اینکه وعده می دهند صبر کنید ان شاء الله آنچه این حرف نزدن ها به جای خوبی ختم می شود آدمی را نگران می کند!

تحلیل ها و پیش گویی ها خواندنی تر شده اند! و شعر ها گاه آدم را به یاد تبلیغات سبزی پاک کن هایی که دم در خانه شان زیر انداز پهن کرده اند می اندازند.

   + مائده ; ٥:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۸
    پيام هاي ديگران ()