عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

حس حرف نوشتن!

١.بابا رفت خوی!دیشب ١٢ شب رفتیم بلیط گرفتیم و ۵ صبح رفت.‌به خاطر شهادت دوستی که مادربزرگ هم یادش می آید شامی را که اولین بار مهمان خانه شان بودیم! شهید حاج قلیزاده! دادستان شهرستان مرزی خوی!

٢.معنی یک ترانه را فهمیدن کیفی دارد عجیب! حتی اگر چند صد بار شنیده باشیش! حالا معنی اش را که بفهمی...
(راستی ترک اول آلبوم جدید فرمان فتحعلیان شنیدنی ست.به خودش هم گفتم این را)

٣.کتاب خوان است! گفت کتاب خوبی نیست! گفتم می خوانمش! خواندم! مثل همان روزهایی که هفته ای دو سه تا رمان می خواندم!‌ با ولع خواندم ولی بی حوصله! شاید به خاطر فاصله ی کم خطها! دوستش داشتم! گاهی آدم از چیزی که بهش می گویند مزخرف لذت می برد! همینی که هست! ( این جور یکدنگی را دوست داشتم و دارم)

۴.دوباره افتادم توی خط فیلم دیدن! شبی یک فیلم! عادتش از سرم افتاده بود.ترک کرده بودم. حتی تکراری! اگر بخواهی ادای بابابزرگ ها را دربیاوری می گویی: "آدم هر لحظه فیلم می بیند! فیلم زندگی خودش و بقیه را!"

۵.گاهی فکر می کنم فیلم بازی کردن راحت تر است یا کارگردان فیلم بودن! آن هم فیلم خود آدم! دلم مثل قدیم ها می خواهد بروم ١٠ سال بعد یک ماه بمانم و دوباره برگردم! یک کارگردان هم این حق را ندارد؟ باید بروم از مسئولان جامعه سینمایی شکایت کنم به خاطر ندادن امکانات!

۶.قاطی نکردم ها! کلر آب زیاد بوده چشمهام می سوزه روی انتخاب کلمه هام تاثیر می ذاره! من تکلم و فکر کردنم بدجوربی تابع حس چشمهامه!

   + مائده ; ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

 

بعد التحریر
خبر کوتاه بود: دادستان خوی ترور شد!

همان آقای حاج قلیزاده ی خودمان! بار اول که خوی رفتیم شام دعوتمان کردند!
بابا که حالا خسته از دادگاه متهمان روز عاشورا و دفتر رفتن تازه خانه آمده بود چشمهایش پر از اشک شده!

تهدید شده بود! از طرف گروه ضد انقلاب پژواک! این هم شهیدی دیگر در راه انقلاب! خدایا!

.

بی کاری بد دردیه! البته اگه به همراه روال اداری پیدا شدن محل خدمت طرح باشه که دیگه بدتر!‌ازش لذت هم نمی تونی ببری!

دوس جون دو هفته دیگه دفاع می کنه و دکتر میشه! البته واسه ما که بوده!! از همون موقع که با خنده سر کلاس عملی میکروب همدیگه رو دکتر صدا می کردیم!

چقدر کیف داره امتحان آخر ترم نداریما!‌ دوستام و خواهرم و دوستاشو که می بینم خوشحال میشم که تا نصفه شب بیدار موندنم به خاطر یه سری جزوه ی مسخره نیست!!

پ.ن ١: می ریم دربند!‌سه تایی!‌ خوش می گذره مصی؟ زینب ؟

پ.ن ٢: انتشارات معین کتابای جلال رو تو قطع کاملا جیبی زده! به نظرم هدیه های خوبی میشن!‌ هم کتابش با ارزشه! هم کوچیکه و همه جا می شه خوندش!‌ هم به خوش دسته و آدم خوشش میاد از طراحیش!

پ.ن ٣: هر بار که میرم دانشکده مطمئن تر می شم چه خوب ما فارغ التحصیل شدیم قبل از تصویب قانون سر کردن مقنعه آبی آسمانی!!!! :)

پ.ن ۴:  هر بار که میرم پایتخت مطمئن تر می شم که به تکنولوژی معتادم!‌ حتی از دیدن گوشی ها و لپ تاپ ها لذت می برم! البته به زودی اگه خدا بخواد اساسن کیفور میشم! :) داشتم برای دوستم پشت ویترین یه مغازه توضیح می دادم که چرا خریدن گوشی اچ تی سی هیرو الان تو ایران خوب نیست که یه آقایی هم خودشو به بحث اضافه کرد و کلی در مورد گوشی های آیفون و اچ تی سی تاچ سوال کرد!‌منم که مردم دوست!‌تجربه هامو از گوشیایی که داغون کردم بهش منتقل نمودم! :)

پ.ن ۵: تمام شد!

   + مائده ; ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
    پيام هاي ديگران ()

با افتخار هم صدایت می شوم برادر! با افتخار آنچه را نوشتی اینجا می گذارم

هان ای دشمن! از این پس قصه همین است. ساندیس نظام‌مان را می‌خوریم. از مرخصی‌اش استفاده می‌کنیم. سوار اتوبوس می‌شویم و در خیابان علیه شما شعار می‌دهیم و در برابرتان تمام قد می‌ایستیم. ما همه‌مان حکومتی هستیم.

من مستأجر نیستم. به من خانه هم داده اند. خانه‌ام بیت ‌رهبری است. بیت رهبری فقط خانه "سید‌علی" نیست. کاشانه ما هم هست. ناشیانه حرف نزنید. ما به این آشیانه ساده و صمیمی افتخار می‌کنیم. تا وقتی حاکم، «علی» است، راهپیمایی‌های ما، همه حکومتی است.

.

.

.

نظام ما با ساندیس و نی و تی‌تاب و هوندا 125 همه حیثیت «همه ابرقدرت‌های دیگر+1+5» را به بازی گرفته. ما تا ساندیس داریم بمب هسته‌ای می‌خواهیم چه کار؟ حالا دیدی که ما چرا انرژی هسته‌ای را برای مصارف صلح‌آمیز می‌خواهیم؟! شما هر وقت نی ساندیس نظام ما را حریف شدید، آن زمان حرفی نیست، ما هم می‌رویم سراغ نیزه.

راستی! یادم رفت بگویم، برای این دل‌نوشته که تقدیمش می‌کنم به مولایم خامنه‌ای، 2 تا ساندیس گرفتم، یک تی‌تاب، حرفی هست؟!

حسین قدیانی، فرزند شهید اکبر قدیانی

پ.ن: برادر! بگذار هر کسی هر یاوه ای میخواهد بگوید! ما با خدای خود معامله کردیم و رهبرمان را معامله نمی کنیم!  و نظاممان را! بگذار برای اسیریشان تلاش کنند در دام آزادی ای که استعمار 30 سال تلاش کرده به خوردشان بدهد! بگذار خوش حالی دل همان سران غربیشان را باعث شوند! برای ما بس است که دل مولای غایبمان را شاد کنیم! بگذار به شبستری و سروش افتخار کنند که قران را وحی نمی دانند! بگذار به تمام فلاسفه شان افتخار کنند که دین را آفت اجتماع می دانند! بگذار به نهضت آزادیشان مفتخر باشند که اسلام نابش در رابطه با آمریکا و بندگی اش معنی می شد و می شود!ما را کتاب الله و سنت معصومین و گفته های امام راحل کفایت می کند! ما آرزوی روشنفکر خوانده شدن و دین مخلوط با فلسفه غرب نداریم! با افتخار دین سنتی پیامبر 1400 سال پیشمان را دوست داریم! ما ترقی از نوع مورد تایید کاخ سفید مثل آنچه آن مرجع را دارایش خواندند، نمی خواهیم! ما تسلیت خفت بار رضا پهلوی را برای مرگ پیرمان افتخار نمی دانیم! ما خداجوی نیستیم آنگونه که آن مهندس به کسانی که خیمه عزای حسین را آتش زدند، لقب داد! ما تغییر زمانه را می فهمیم! و مبارزه علیه تمامیت سیاسی کشور که امروز توسط امویان انجام می شود را بدتر از مبارزه علیه تمامیت ارضی آشوبگران کردستان در سال 58 می دانیم! 

 

پ.ن: دوستان هم دانشکده ای: می گم خیلی هم تلاش نکنین برای استعداد درخشان و نخبه شدن! به کاری نمیاد! تاهل بیشتر به کارتون میاد تا نخبه و نمونه و استعداد درخشان بودن! چون متاهل که باشین همه جا میتونین طرح بگذرونین! ولی در غیر این صورت هر چی باشی سرکارتون می ذارن! حتی اگه قول داده باشن! :))

 

   + مائده ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٠
    پيام هاي ديگران ()

استاد ما و نهضت آزادی!

امروز دفاع سمیه بود. رفتم دانشکده. نمی دونستم دکتر توسلی رو گرفتن! دختر محمد توسلی و خواهر زاده ابراهیم یزدی! کله گنده های نهضت آزادی (نمی دونم چرا آدم یاد لیبرالیسم می افته با این دو تا کلمه)

خبر رو که شنیدم یه سرچی کردم که کی و چه جوری گرفتنش! گفتن یه سری بچه ها می خوان بیانیه بدن و اینا!حرف زدم باهاشون که آقا شماها که نمی دونین این بنده خدا چیکاره بوده! چی می خواین بگین؟!

8 گذشته بود رسیدم خونه! تو وب یکی از بچه های یونی دیدم نوشته اینا تاب بیرون بودن بچه های پدران آزاد ایران رو ندارن!

قبلش نگران بودم برای بچه هایی که می خواستن بیانیه بدن! ولی دیدم بهتره حداقل حالا که اینجا رو بعضی از بچه ها می خونن نامه ی امام به محتشمی رو بذارم اینجا! دقیقا توضیح دادن که اینا چه آدمایین! (نهضت آزادیا رو عرض می کنم!)

بسم الله الرحمن الرحيم 

جناب حجت الاسلام آقاي محتشمي، وزير محترم كشور- ايده الله تعالي 

در موضوع نهضت به اصطلاح آزادي مسائل فراواني است كه بررسي آن محتاج به وقت زياد است. آنچه بايد اجمالا گفت آن است كه پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت مي‌دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است، و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است ؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمريكاي جهان‌خوار را، كه هرچه بدبختي ملت مظلوم ايران و ساير ملت‌هاي تحت سلطه او دارند از ستمكاري اوست، بهتر از شوروي ملحد مي‌دانند. و اين از اشتباهات آنها است. 

در هر صورت، به حسب اين پرونده‌هاي قطور و نيز ملاقات‌هاي مكرر اعضاي نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند ملت‌هاي مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي‌زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي‌خورد كه قرن‌ها سر بلند نمي‌كرد، و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانون‌گذاري يا قضايي را ندارند ؛ و ضرر آنها، به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي‌مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويل‌هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك‌هاي ديگر، حتي منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است.

   

"نهضت آزادي" و افراد آن از اسلام اطلاعي ندارند و با فقه اسلامي آشنا نيستند. از اين جهت، گفتارها و نوشتارهاي آنها كه منتشر كرده‌اند مستلزم آن است كه دستورات حضرت مولي الموالي امير المومنين را در نصب ولات و اجراي تعزيرات حكومتي كه گاهي بر خلاف احكام اوليه و ثانويه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را-نعوذ بالله- تخطئه، بلكه مرتد بدانند! و يا آن كه همه اين امور را از وحي الهي بدانند كه آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.

نتيجه آن كه نهضت به اصطلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي‌اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مي‌گردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود، و نبايد رسميت داشته باشند. 

و السلام علي من اتبع الهدي. توفيق جنابعالي را از خداوند تعالي خواستارم.

روح‌الله الموسوي الخميني 

 

پ.ن: دلم فقط نگران یه چیزه: " افراد آن موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي‌اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مي‌گردند."

 

پ.ن: خانوم دکتر واقعا آدم علمی و منضبط و متخلق به اخلاق نیکو هستند! ولی این ها برای حمایت سیاسی ازشون کفایت می کنه آیا؟ وقتی ما نمی دونیم چرا گرفتنشون! ولی بچه ی کسی بودن مسلما دلیل گرفتن یه نفر نیست! اگر اینجوری بود دختر اونایی رو می گرفتن که ثانیه به ثانیه می رفتن به بی بی سی می گفتن بابام امروز اینو گفت و فرداش اون رو گفت! این حرف که اینا رو به خاطر باباهاشون گرفتن از سایت خود نهضت آزادی درومده! پس قابل اعتماد نیست! چون هر کسی چیزی رو می گه که دوست داره باهاش ازش قهرمان بسازن!

 

   + مائده ; ۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٦
    پيام هاي ديگران ()

حسین (ع) از آن امویان نیست!

و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان

خیلی اوقات با دوستان صحبت می کردم که سبزهای اموی ننامند این جماعت خطا را!

حالا امروز در عاشورای حسین(ع)وقتی خودشان به سان بنی امیه کف و سوتشان را راه انداختند و حرمت شکنی را که از امام خمینی (ره) آغاز کرده بودند به خاندان عصمت کشاندند، حرفی برای گفتن نماند! شما همان کردید که کوفیان و شامیان به دستور یزید با خاندان حسین (ع)!

آری ! به مسلمانیتان هم شک هست! نگویید مگر حسین(ع) مال شماست که اگر ذره ای در دلتان حب حسین (ع) بود این چنین نمی کردید با عزاداران حسینی که فتنه ی 1400 ساله را برایشان امروزی کنید!

حسین (ع) و حب حسین (ع) برای کسیست که بفهمد حسین (ع) برای چه رفت! حسین (ع) برای وقتی نیست که شما هوس سواری کنید و چند ساعتی را در خیابانها چرخ بزنید در بین دسته ها! حسین (ع) برای آن کسی ست که بفهمد راه حسین (ع) ممتد است! بفهمد ولایت حسین (ع) تا امروز و تا قیامت ادامه دارد و حسین (ع) برای آن کسی ست که به اسلامی بودن کشورش با تمام ارکان اسلام افتخار کند!

حسین (ع) برای آن است که زندگیش بر مبنای راه حسین (ع) است! نه آنکه دیروزهایش را هر طور که خواسته گذرانده و حالا که نام حسین (ع) هم خریدار دارد صدای برآمده از طبل توخالیش عالم را بردارد! و هی بگوید من راه حرف زدن ندارم!

پ.ن: آقای مهندس خائن به نظام اسلامی تا کی نمی خواهی بفهمی تو هم قربانی دشمنان اسلام و ایران شده ای؟ نکند با افتخار می خواهی بگویی شهید دادی؟ آهای کبک در برف غرق شده، چه خوب که قیامت را گذاشته اند برای مکافات تمام این خونها که به دل مسلمین می کنی و می کنید! جواب اینهمه مسلمان را دادن توانی بیش از توان جهانی لازم دارد! نه تو که مرد هیچ کاری نیستی !

  

   + مائده ; ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٧
    پيام هاي ديگران ()

به یاد آزاده ای که کاخ سفید شهادت داد بر بزرگی اش (2)

١. به روال سالهای قبل حاج آقا صدیقی سخنران ١٠ شب اول هیئت ما هستند (هیات الزهرا دانشگاه شریف) و وقتی حاج آقا می رن بالای منبر قبل از سخنرانی قسمتی از سخنرانی های رهبر رو پخش می کنیم و با هم می شنویم! (ابتکار زده بودن بچه ها!‌حاج آقا هم تایید کردن!‌بچه ها کلی ذوق کردن واسه ابتکارشون!)

دعاهایی که برای سلامتی رهبر میشه رو،‌امسال بلند تر آمین می گیم و مثل همیشه می گیم:"  خدایا هر کی به انقلاب و رهبر و ملت ما نظر سو داره اگر هدایت نمیشه نابودش کن."‌

٢.برای دوستانی که در این محیط و در فیس بوک گفته بودند که آگاه سازی مقدم بر موضع گیری است، نامه ای را اینجا می گذارم که در آن کروبی خودش به تشریح کرده های منتظری پرداخته و انها را محکوم کرده! اتفاقن چون تا حدودی هم شرح ما وقع است بد نیست دوستان بخوانند تا آگاه شوند که ساده لوحی منتظری شرفی برایش نیاورده بود که حالا بخواهند با فرزانگی دیگران تاخت بزنندش!

منتظری در این چند سال از کرده اش برائت نجست ولی کروبی از او حمایت کرد و در مرگش بی تابی! مانده ام که دنیا آدم را تا کجا می برد!

متن نامه

 

پ.ن: بعد از مدتها برایم لینک فال حافظ فرستاده بود که : اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست// حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم!

تو بودی برای چه کسی می فرستادی این بیت را؟

   + مائده ; ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳
    پيام هاي ديگران ()