عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 


خواندن بی و تن یعنی چقدر یک آدم عوض نشده! چقدر بیفور و افترش یکیست! چقدر ... من ولی فرق کرده ام ناراحت نیستم ولی پیرو همان بحث مازوخیسم به چرا و چگونگی فکر می کنم! زیاد هم !
چقدر مجبورم نشسته باشم وقتی بی و تن می خوانم که از هجوم هر چه خاطره عجیب و ممتد سرگیجه نگیرم! چقدر .....

چقدر موفق بوده ام در نگاه کردن! تنها، نگاه کردن و بی حق دادن نگاه کردن! این را حالا می فهمم و حتی آن روز که توی ماشین با مادر و پدرم گفتگو کردیم در این رابطه!
گذشت کرده ایم ما از آنچه بوده ایم! گذشتیم؟ نه! گذشت کردیم!

پ.ن:

چقدر ما بچه ایم! سر جابجا کردن یک ام پی تری وسط درسهای استاد که جابجا کننده داشته جزوه می نوشته و نباید در ان وقت مزاحمش میشدند معرکه گیری راه می افتد! سر اینکه بی اطلاع همه کلاس کلاس فوق العاده گذاشته اند و ما نمی دانستیم و می گوییم چرا؟ ئعوا می شود!

   + مائده ; ٩:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٢/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

روزت مبارک! (ستاره)

 

 

بخوانید اینجا را! به شدت هم بخوانید!

 


امروز با تاخیر دو روزه تعطیلی برای اساتیدمان مراسم استقبال(!) گرفتیم.

اساتیدی که جشن دو سال پیش را ندیده بودند، بویژه هیئت علمی جدید خیلی ذوق زده تر شده اند! مثل دکتر کاووسی (استاد رادیولوژی، می تونم بگم واقعا تعجب کردند و خوشحال شدند. چون چند دقیقه بعد از اینکه رفتند بخششون دوباره برگشتن و تشکر کردن از بچه ها!!)) ، دکتر معماران (استاد پروتز) و دکتر خیری(استاد ترمیمی) !

دکتر قوامی (استاد جدید بخش اطفال) هول شده بودند! خوب، کی اینجوری تبریک می گه؟!

اتفاق خاصی نیفتاده! فقط قراره بنویسم که دکتر هنردار کلامپ را بستند دور دندانی که کارمی کردم! کلامپی را بالچه هایش افقی شده بود! جای بابابزرگ من احتمالا سن داشت! (کلامپ یک وسیله فلزی است که در حین درمان ریشه دندان دور دندان می بندند)

تازه موبایل مریض بی نظمم رو هم توقیف کردند!

 امروز مسئولیت سرویس اجتماعی ماهنامه نسل جوان رو هم گرفتم!  یک نشریه دانشگاهی!

امروز دندان آقای داداشی را هم معاینه کردیم! درد دارد و هیچ علامت رادیوگرافیک و کلینیکالی ندارد!

فردا می روم نمایشگاه کتاب! آخ جون!

پ.ن۱ : اون ستاره ی تو عنوان جریان داره! دکتر همتی مطلب کارت روز استاد رو که خوندن آخرش این بود:
روزت مبارک!
*
و همون جوری خوندن که من عنوان زدم!

پ.ن 2: این را عینا از کامنتهای پست قبل می گذارم اینجا!

چشم. پیامتان را خواندم. خود شما که دیگر واحد ترمیمی نداری. ولی در مورد بقیه انشاء الله امسال اخر ترم سخت می گیریم .  با توجه به اینکه سایت شما را ظاهرا خیلی ها می خوانند رفرنسهای امتحان را هم همینجا اعلام می کنیم:
1-
Art & Science 20102- shawartz 2009
3- تمامی کتابهای منتشر شده در حیطه دندانپزشکی ترمیمی
4-تمامی مجلات منتشر شده ترمیمی
5-تمامی مجلات منتشر نشده
6-جزوه هامون
7- جزوه هاتون
8- کتابهای اکلوژن و کتابهای زیبایی جدا جدا
9- و دیگر هیچ

نویسنده:دکتر رضوانی 

   + مائده ; ٦:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٢/۱٤
    پيام هاي ديگران ()

ما هم مسئولیم! (کلنا راع!!)

این چند روز چندین بار بحثی در دانشگاه و نت پیش آمده و آن اینکه به نظر دوستانی که با آنها بحث می کردم تمامی بی سوادی فارغ التحصیلان دانشگاه به استادان برمی گردد و جزوه گویی و کار نکشیدن از دانشجوها!

من تا حدی موافقم ! اما یادمان نرود ما دانشجو شده ایم؛ گذشت آن دوره ای که اگر معلم صفحه صفحه درس نمی داد موظف نبودیم به خواندن! گیریم استاد جزوه گفت و ما نوشتیم و گفت از همین جزوه امتحان می گیرم ما که باید درس بخوانیم از روی منابع!

با هر دانشجویی که اینجا را خواند هستم : چند بار از اینکه استاد از جزوه اش امتحان می گیرد خوشحال شدیم؟! حتی چند بار خواستیم از استادمان که این کار را بکند؟!

چرا خودمان را گول می زنیم! چرا تا این حد دچار فرافکنی شده ایم؟ بعد فردا که فارغ التحصیل شدیم و هیچی بلد نبودیم دو حالت دارد: یا به استادانمان بد و بیراه می گوییم و در کارمان ناموفقیم! یا اینکه یکهو به طور مادرزاد دانشمند می شویم و در هر کاری وارد آن هم اعتماد به نفس! خدا به این حالت دوم رحم کند که میشود ساختمانهای داغون و غیرمستحکم یا درآوردن پدر بیماران و ...!
یادمان باشد که این دنیا را با این دو حالت طی کردیم، فردایش را چه؟

نمی گویم کتابهای انگلیسی بخوانیم ولی بیایید یکبار هم که شده درسها را از روی یک منبع فارسی هم که شده بخوانیم! نمی گویم همیشه آخرین مقالات موجود را بخوانیم ولی ماهی یک مقاله در ارتباط با یکی از درسهایمان بخوانیم. بیایید به خودمان رحم کنیم. که خودمان فردا قرار است از همدیگر خدمات دریافت کنیم! شاید این طوری این نشود که اگر درب دانشگاهمان را به قول دکتر کوشکی یک ماه ببندند آب از آب توی ممکلت تکان نخورد! ولی راستش ایشان هم اغراق کردند. حداقل من اطرافم می بینم کسانی را که یک ماه که نه یک هفته نیامدنشان به دانشگاه روند تحقیقات را عقب می اندازد.تحقیقاتی که حالا در زمینه سلول بنیادی عملی شده و استفاده درمانی یافته!

پ.ن:
خداکند پایان نامه ما هم زودتر عملی شود تا ما هم کمی دین خود را ادا کرده باشیم!
۲.به عنوان یک منبع آگاه اما شناس:
    امروز شنبه ۷ اردیبهشت ماه قرار بود فرم های عضویت در فعالیتهای پژوهشی مرکز حقیقات دندانپزشکی در اختیار تمام دانشجویان قرار گیرد!
و باز هم محض اطلاع دوستان عرض می کنم که تمامی دوستانی که مایل به انجام تحقیقات نباشند هم می توانند از کتابخانه مرکز و سایت آن استفاده کنند.
به زودی هم ساعات حضور اعضای هیئت مدیره در مرکز در بوردهای دانشکده اعلام خواهد شد! (این رو اینجا نوشتم چون از قرار هم دانشکده ای های زیادی اینجا را می خوانند!)

   + مائده ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٢/٦
    پيام هاي ديگران ()