عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

شراب بايد خورد!

  1. پله!‌پیاله!
  2. سایه دیگر جوان نبود! حالا کجا می توان راه رفت زینب؟
  3. در این اوقات ناخوش دلتنگیها!
  4. ... که مرا به سادگی باد آشفتند و پر پر کردند! نه!‌گله ای ندارم! دیگر جایی برای گلایه نیست! می نویسم تا روزی پیش دلم کم نیاورم! می خواستی بشنوی بشنو!‌این دختریست که می خواهد بگوید بخواند! با تمام دلش!
  5. فردا دخلی به ماضی نخواهد داشت.
  6. دوست دارم لحظه ی قشنگ به اوج رسیدن را!‌خواستنی و تمام نشدنی!
  7. این جا کنار این همه خاطره بارانی.........
  8. دختر باید متحمل باشد! در تمام نفسها!
  9. بی دریغ تر از همیشه!
  10. نیستی و لحظه ها جان می گیرند و می مانند!
  11. حیوان!
  12. ساده. متین. قشنگ.
  13. حسابی
  14. متاستاز
  15. مهری که به کین آویخته است!
  16. رمض!
  17. هنوز....
  18. چشم خیس روشن!
  19. آفتاب را جیره بندی نکنید!
  20. اذان صبح و الله اکبر

با همراهی :سی دی بابایی پرویز پرستویی/رمان خانوم مسعود بهنود/ اینترنت/مفاتیح الجنان/صحیفه ی سجادیه/یک لیوان چای داغ/چراغ مطالعه

پ.ن:

علاقه مندان مي توانند برداشت هاي هنري خود را در قالب شعر، قصه، گرافيك، فيلم، نقاشي و... برداشت هاي هنري خود را با موضوع سوره دهريا سوره انسان به دبيرخانه مسابقه ی تسنیم بفرستند تا درنهايت همچون سال گذشته به 50 تا 100 برگزيده با همكاري راديو جوان، سازمان حج و زيارت، سازمان تبليغات اسلامي سفرحج جايزه داده مي شود.

به آدرس  www.tasnimcenter.blogfa.com مراجعه کنيد.

   + مائده ; ٥:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٥/٢٩
    پيام هاي ديگران ()

دو مدار تا کهکشان!

... پس تو ابر باش و آفتاب

قول می دهم که آسمان شوم!

یک کمی ستاره روی صورتم بپاش

سعی می کنم که کهکهشان شوم!

                              عرفان نظرآهاری

***

این چند روز اصفهان بودم! عروسی!

خیلی اهل بازی با هم سن و سالانم در بچگی نبوده ام!‌ولی اولین لحظه ای که داماد را دیدم تمام بچگی ام یک آن از جلوی چشمم گذشت! امروزی ها می گویند حس نوستالژیک!

یهو حس کردم چقدر بزرگ شده ایم که هم بازی بچگی ام حالا دست عروس زیبایش را گرفته و دارد می رود که زندگی جدیدی شروع کند!

تمام آن کشمکش های بچگیمان!‌ رقابتهای بچه گانه! کل کل هایمان! همه! با اینکه خیلی زود پسر خاله و دختر خاله شدیم و دیگر خودمان را می گرفتیم در برخوردهایمان ولی یهویی بدجوری همه خاطرات از دور دوید و دریک آن مثل یک روح از من رد شد!

جالب بود! خیلی جالب بود! یهویی باورم شد ۲۱ سال از زندگیم گذشته!

هر چند هنوز هیچ!!!!

***

ریشه های ما

 اگر چه گیر کرده است

میوه های آرزو ولی

رسیدنی ست

پ.ن:

تا پايان مهلت تسنيم دو در هر پست مي نويسم:

علاقه مندان مي توانند برداشت هاي هنري خود را در قالب شعر، قصه، گرافيك، فيلم، نقاشي و... برداشت هاي هنري خود را با موضوع سوره دهريا سوره انسان به دبيرخانه بفرستند تا درنهايت همچون سال گذشته به 50 تا 100 برگزيده با همكاري راديو جوان، سازمان حج و زيارت، سازمان تبليغات اسلامي سفرحج جايزه داده مي شود.

به آدرس  www.tasnim2.ir مراجعه کنيد.

نويسنده: گيل آبادي(توضيح من:مدير شبکه راديويي جوان)

پنجشنبه، 18 مرداد 1386، ساعت 13:54

بسم الله
سلام ..
فرصت خوبیه که با شرکت توی مسابقه ی تسنیم چندتا کار بزرگ رو با هم انجام بدیم.
1.با قرآن بیشتر مانوس بشیم.
2.یه کار قرآنی انجام بدیم.
3.تو محیط وب علاقمندا رو بیشتر با قرآن آشنا کنیم.
4. یه حلقه ی دوستی قر آنی درست کنیم.
پس بیایید چندتا کار انجام بدیم
1. هرجا که می تونیم تبلیغ بذاریم
2. هر چی می تونیم وب لاگ درست کنیم.

E-mail:  gilabadi@irib.ir 

URL:  www.gilabadi.com 

   + مائده ; ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٥/٢٠
    پيام هاي ديگران ()

A dangerous point

In the stress-strain diagram, there is a point that the substance can not tolerate any force and with any force it will fracture.

   + مائده ; ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٥/٩
    پيام هاي ديگران ()

a million dollar baby

بدجوری هوس کرده ام که یک فیلم را برای بار nام ببينم:

A million dollar baby

You can't just tell them to forget every thing you know. You gotta make them to forget it.Make them so tired until they only listen to u. Only hear your voice. Only do what u say & nothing else. Show them to keep their balance. … And then u gotta show them all over again. Over & over and over. Until they think they are born that way

   + مائده ; ٩:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٥/٩
    پيام هاي ديگران ()

Do u believe? He called me,My God

ما اینجاییم!‌ما اینجا اسبیم!‌ما رام می شویم!‌ما بی هیچ وسیله ای رام می شویم!

ما می خواهیم با هم بمانیم! ما با هم متحول می شویم و با هم تحول ایجاد می کنیم!

ما به خاطر یک هدف در محدوده تحول وارد شده ایم: گروه!!!

ما با هم خط به خط می نویسیم!‌

امروز از صبح پر بود! از کار! از بار!‌ از درد!‌ ‌از حس بی ادبی! از حس حماقت!

خالی کردن همه وسایل اتاق یک دختر پر وسیله می تواند ساعتها وقت بگیرد! می تواند ۳ ساعته تمام شود! می تواند بی خیال دنیا و هرهری باشد! ( به ضم هر دو ه ) می تواند با فکر و خیال یک گروه باشد که باید در میانشان باشی و نیستی!

رفتن به محل باشگاه می تواند خوش بگذرد!‌می تواند به فکر بگذرد برای آنچه باید انجام داد تا گروه تعالی پیدا کند!

کلاس طنز می تواند به راحتی و به درس و به تقسیم بندی های شورای نویسندگان و شورای سیاست گذاری بگذرد!

می تواند به خواندن متنی بگذرد که در عین تفکر غالب حق به جانبی  پر از غلط است! پر از اشتباهات فکری! پر از کوتاهی!‌ پر از تهمت! پر از توهین! پر از گستاخی! پر از بچگی!‌پر از مزخرف! پر از دروغ! دروغ! دروغ!

متنی که به ازای تمام خاطرات شیرین چند ماهه به این جمله ختم شود که : مبادا بقیه مهم شوند!! و ما را فراموش کنید!

می تواند به بحث های بی جا بگذرد! به خودسری های یکی دونفر! به حس بزرگ بینی یک نفر!‌به حس من باید به همه بگویم بیشتر می فهمم!

من همه را دوست دارم ولی همه گروه را به اندازه ی خودشان دوست ندارند!‌چه برسد به بیشتر!

دلم برای مرضیه تنگ شده!‌و برای نیلوفر!

هفته ی مزخرفی است! از جای جای زمین برایمان می زنند! ما چند نفر بدجوری کمر همت بسته ایم و زمانه بدجورتر کمر همت بسته بر جدا کردنمان! ما ایستاده ایم!

   + مائده ; ٩:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٥/٢
    پيام هاي ديگران ()